جمال رضايى

145

بيرجندنامه ( فارسى )

عابدين تاج سرم ، باقر دو چشم روشنم * دين جعفر بر حق است و مذهب موسى رواست اى موالى وصل سلطان خراسان را شنو * ذرّه‌اى از خاك قبرش دردمندان را شفاست پيشواى مؤمنان است اى مسلمانان تقى * گر نقى را دوست دارم در همه عالم رواست عسكرى نور دو چشم آدم است و عالم است * همچو مهدى يك سپهسالار در عالم كجاست قلعهء خيبر گرفته آن شهنشاه عرب * چون‌كه در بازوى آن شه نام پاك لا فتى است لا فتى الّا على ، لا سيف الّا ذو الفقار * شاه مردان ، شير يزدان ، قدرت پروردگار شاعران از بهر سيم و زر سخن‌ها گفته‌اند * « احمد جامى » غلام خاص شاه اولياست گر بلايى پيش آيد اين بخوان هفتاد بار * بىبلا گردى به حكم خالق پروردگار اين شعر از احمد بن ابى الحسن مكنّى به ابو نصر و ملقّب به « ژنده پيل » و « شيخ جام » است كه از بزرگان صوفيّه و شيعى مذهب بوده و در سال 526 ه . ق درگذشته است و اصل آن چنين است : اى ز مهر حيدرم هر لحظه در دل صد صفاست * از پى حيدر حسن ما را امام و رهنماست همچو سگ افتاده‌ام بر خاك درگاه حسن * خاك نعلين حسين اندر دو چشمم توتياست عابدين تاج سر و باقر دو چشم روشن است * دين جعفر بر حق است و مذهب موسى رواست اى موالى وصف سلطان خراسان را شنو * ذرّه‌اى از خاك قبرش دردمندان را دواست پيشواى مؤمنان است اى مسلمانان تقى * گر نقى را دوست دارم در همه عالم رواست عسكرى نور دو چشم عالم و آدم بود * همچو مهدى يك سپهسالار در ميدان كجاست شاعران از بهر سيم و زر سخن‌ها گفته‌اند * احمد جامى غلام خاص شاه اولياست « 1 » چنان‌كه ملاحظه مىگردد آنچه در بيرجند مىخوانده‌اند و مىخوانند - هم از نظر برخى واژه‌ها و هم از نظر ادبيات - با غزل « احمد جامى » تفاوت‌هايى دارد كه پيداست به مرور زمان در شعر « احمد جامى » تصرّفاتى كرده ، برخى واژه‌هاى آن را تغيير داده و سه بيت ( كه دو بيت با اصل غزل هم‌قافيه هم نيست ) بر آن افزوده‌اند . 7 - مزار يشد / يشت ( مزار يشد / يشت mazare yosd / yost ) : اين مزار گرچه در خود شهر يا پيوسته بدان نيست ولى در محدودهء جغرافيايى مورد مطالعه ما قرار دارد . « يشد » كه « يشت » هم فراگو مىشود روستايى است در 12 كيلومترى جنوب

--> ( 1 ) . نقل از لغت‌نامهء دهخدا ذيل نام احمد بن ابى الحسن بن محمّد بن جرير بن عبد اللّه بن ليث بن جرير بن عبد اللّه الجبلى الجامى الخراسانى .